محل تبلیغات شما



خیلی جالبه که تو هرقدر خوشبخت و بی نیاز باشی، ولی محاله دردی که به دلت گذاشتن عود نکنه.

نه اینکه خودم بخوام بهش فکر کنم. یادت میارن.

خدا نکنه برای کسی پیش بیاد، ولی اونی که واقعا درد داره میفهمه داغ دلم تازه شد» یعنی چی.

 


الان میخواستم براش صبحانه آماده کنم، دوباره این سردرد لعنتی شروع شد، کلی اصرار کرد که برم استراحت کنم. شاید بهتر بود نمازمم ایستاده نخونم. الان یجوریم، که آب به صورتم میزنم نمیتونم تا اتاقم صورت نم دار تحمل کنم درد می‌پیچههه اوووف. دیشب بهش گفتم من حالم بده ازم میگیری برو خونه، گفت حالا ما که قراره باهم عمری زندگی کنیم خونه خودمون بودیم چکار میکردم! دلش میخواست آدرنالینم خوب بیاد بالا :/ گفتم نگران نباش جامو جدا میکردم ! خندید هندونه داد زیر بغلم و خلاصه ازین لوس بازیا . نصف شبم هی چکم میکرد هی من از خواب می پریدم، آخرش گفتم به خدا طب ندارم دکتر بودم که (یعنی ولم کن آقا جان بذار بخوابم)، گفت باشه ولی مگه تموم شد، بعد فهمیدم نگران بود دارم به مرور عرق میکنم ، از آخری گفت پاشو لباساتو عوض کن تو همینا نخواب لرز میکنی، ولی اصلا حال نداشتم. با نور گوشیش لباس برام پیدا کرد داد بهم رفت نماز برگشت دید با همون کیفیت خوابم! خلاصه که دیشبو صبح کردم شانسمم تعطیله هی میخواد مواظبم باشه منم واقعا جنبه ندارم ممکنه لوس بشم ولی بهش نگفتم که بعدا بر علیه م استفاده نشه ! مامان دیشب به دکتر میگفت نمیخوام ضعیف باشه اینو میدم اونو میدم دکتر هم همین مطلبو گرفت دو صفحه نسخه پیچید! اصلا من نخوام سوپرمن بشم باید کیو ببینم!؟ ده کیلو از سال پیش چاقتر شدم کافیه دیگه قبلا سالی چهاربار میرفتم دکتر الان دو بار! حالا یا سه بار مثلا، برفرض چهاربارم بشه یا اصلا بیشتر دلم خواسته دکتر دوست دارم! :/


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

دل می‌نوازد